چرا توصیههای ChatGPT گاهی غیرواقعی به نظر میرسند؟
چندین مشکلات کوچک اما آزاردهنده با ChatGPT وجود دارد که باعث میشود توصیههای آن گاهی غیرواقعی به نظر برسند. این وضعیت هنگامی واضحتر میشود که پاسخهای این هوش مصنوعی به جای واقعیتهای زندگی واقعی، متناسب با شرایط ایدهآل طراحی شدهاند.
زندگی واقعی معمولاً شامل خریدهای فراموششده، پروژههای نیمهکاره، برنامههای بیش از حد جاهطلبانه و لحظههایی است که در آن کارهای ساده نیز به شکل عجیبی پیچیده میشوند. هوش مصنوعی میتواند واقعاً باهوش باشد، اما در بسیاری از موارد فرض میکند که کاربران مانند افرادی زندگی میکنند که زمان نامحدودی دارند و به یک آشپزخانه منظم با مواد تازه دسترسی دارند.
برای مثال، هنگامی که از ChatGPT درخواست کردیم که به ما در برنامهریزی غذا کمک کند، دریافتیم که پیشنهاداتش شامل وعدههای متعادل و برنامههای آمادهسازی کارآمد بود که فراتر از توان ما قرار داشت. بنابراین، ما تصمیم گرفتیم که در پایان پرامپت بنویسیم: «این را برای زندگی واقعی بهینه کن، نه برای شرایط کامل». پس از این تغییر، پاسخ بعدی بهطرز قابلتوجهی مفیدتر شد. مواد تازه هنوز هم حضور داشتند، اما سبزیجات منجمد نیز اضافه شده بودند.
همچنین گزینههای سادهتر و ایدههایی برای غذاهایی که متناسب با شرایط واقعی میان هفتهٔ ما بود، پیشنهاد شد. از ChatGPT خواستیم که به ما در ساماندهی مجموعهای از کارهای کوچک خانه کمک کند. پاسخ دریافتی پس از افزودن دستور جدید، واقعبینانهتر از فهرست سنگین و ترسناک اولیه بود و کارها را در قالبهای کوتاهتر گروهبندی کرده بود.
یک استراتژی بهرهوری که بر تمرکز بیوقفه بنا شده بود، در دنیای واقعی که شامل جلسهها، خریدها و شرایط پراشوب است، بهسختی جواب میدهد. واقعیت این است که به هوش مصنوعی باید یاد داد که اصطکاک و موانع را نیز در نظر بگیرد. هرچه بیشتر با پرامپتهایی از این دست آزمایش کردیم، ChatGPT مفیدتر شد. این افزایش کارایی نه به خاطر هوش بالای پاسخها، بلکه به خاطر واقعیتر شدن آنها بود.