بازدهی بازارهای ایران در یک سال گذشته؛ طلا در صدر، پژو ۲۰۷ دوم و دلار سوم

اشتراک‌گذاری سریع

آمارهای منتشر شده درباره عملکرد بازارهای مختلف ایران در یک سال گذشته نشان می‌دهد که بازار طلا با ۱۷۳ درصد بازدهی، پیشتاز سایر بازارها بوده و پژو ۲۰۷ با ۱۳۲ درصد در جایگاه دوم قرار دارد. دلار نیز با ۱۰۴ درصد همچنان یکی از گزینه‌های امن سرمایه‌گذاری است، در حالی که بورس با ۳۶ درصد بازدهی عقب‌گرد قابل توجهی داشته است.

تصویر خبر

بازار طلا؛ صدرنشین بلامنازع

در یک سال گذشته، بازار طلا با ثبت بازدهی ۱۷۳ درصدی به عنوان پرسودترین گزینه سرمایه‌گذاری شناخته شد. این رقم نشان‌دهنده این است که هر سرمایه‌گذاری که یک سال پیش وارد بازار طلا شده بود، اکنون ارزش دارایی خود را تقریباً ۲.۷ برابر کرده است.

رشد طلا را می‌توان از دو منظر داخلی و خارجی تحلیل کرد. از یک سو، افزایش قیمت جهانی طلا به دنبال تنش‌های ژئوپلیتیک، کاهش ارزش دلار در بازارهای بین‌الملل و تقاضای بانک‌های مرکزی، تأثیر مستقیمی بر بازار داخلی گذاشته است. از سوی دیگر، کاهش ارزش ریال و نوسانات نرخ ارز در داخل کشور، جذابیت طلا را به عنوان پوشش تورمی دوچندان کرده است.

تصویر خبر

۲۰۷ در جایگاه دوم

شاید برای بسیاری تعجب‌آور باشد، اما خودرو ۲۰۷ با بازدهی ۱۳۲ درصدی در رتبه دوم سودآوری قرار گرفته است. برخلاف سهام بورسی که روی کاغذ وجود دارد یا ارزی که نگرانی‌های خاص خود را دارد، پژو ۲۰۷ یک دارایی فیزیکی و کاربردی است. صاحب این خودرو در طول یک سال هم از آن استفاده روزمره کرده و هم سرمایه‌اش را حفظ نموده است.

تصویر خبر

دلار؛ همچنان در صدر گزینه‌های امن

دلار با بازدهی ۱۰۴ درصدی در جایگاه سوم قرار دارد. هرچند این رقم از طلا و ۲۰۷ کمتر است، اما نشان‌دهنده این است که ارز خارجی هنوز به عنوان سپر در برابر کاهش ارزش پول ملی، جذابیت خود را حفظ کرده است. دو برابر شدن تقریباً قیمت دلار در یک سال، فشار زیادی بر معیشت خانوارها وارد کرده و هزینه تمام کالاها و خدمات وارداتی را افزایش داده است. این مسئله موجب تقویت بیشتر تقاضا برای ارز شده است.

بورس؛ عقب از همه رقبا

بازار سهام با بازدهی ۳۶ درصدی در انتهای این جدول قرار دارد. اگرچه این رقم به‌ظاهر مثبت است، اما وقتی در برابر تورم و بازدهی سایر بازارها سنجیده می‌شود، نشان‌دهنده زیان واقعی برای سهامداران است. بورس که قرار بود موتور محرک تأمین مالی تولید و اقتصاد ملی باشد، در این دوره نتوانسته انتظارات سرمایه‌گذاران را برآورده کند.

عدم اطمینان به سیاست‌های اقتصادی، دخالت‌های دستوری، مشکلات نقدشوندگی و خروج سرمایه از بازار سرمایه از جمله دلایل اصلی این عقب‌ماندگی هستند.

نتیجه‌گیری

این آمار در مجموع تصویری از یک اقتصاد ملتهب ارائه می‌دهد که در آن سرمایه‌گذاران برای حفظ ارزش دارایی‌هایشان به سمت بازارهای سفته‌بازانه سوق پیدا کرده‌اند. غیبت بازار مولد در صدر این فهرست، زنگ خطری جدی است که توجه به اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران را ضروری‌تر از همیشه می‌سازد.