انتقادها از اظهارات فرامرز پارسی درباره هویت آریایی در صداوسیما

اشتراک‌گذاری سریع

اظهارات اخیر فرامرز پارسی در زمینه هویت آریایی، واکنش‌های گسترده‌ای را در رسانه‌ها و فضای مجازی به دنبال داشته است. این نظرات به چالش‌هایی در تاریخ و هویت ملی دامن زده و باعث بروز تنش‌هایی میان مخاطبان شده است.

به تازگی، صحبت‌های فرامرز پارسی، که به نظر می‌رسد در حوزه معماری فعال است، در شبکه‌های اجتماعی به شدت مورد توجه قرار گرفته است. اظهارات او به مقابله با هویت آریایی مرتبط است و سؤال این است که او با چه شواهدی مدعیاتی اینچنین جدی را مطرح کرده است؟ آیا می‌توان به سادگی درباره تاریخی که هزاران سال قدمت دارد، به شکل مطلق صحبت کرد؟ این گونه اظهارنظرها نه‌تنها تنش و سوءتفاهم را ایجاد می‌کند، بلکه می‌تواند به تحریف تاریخ و تضعیف ارزش پژوهش‌های مستند تاریخی بیانجامد. تاریخ علمی پیچیده و نیازمند تحلیل دقیق اسناد و شواهد باستان‌شناسی است. اظهاراتی که بدون ارجاع به مستندات معتبر مطرح می‌شود، از نظر علمی و فرهنگی پذیرفتنی نیست.

به همین منظور، صفحه توییتر فلات ایران یادداشتی معنادار منتشر کرده که در آن به مفهوم "۶۵ هزار سال تمدن در ایران" اشاره شده و آن را از نظر علمی مبهم و فاقد پشتوانه پژوهشی می‌داند. این نکته مهم است که ورود انسان به فلات ایران از شواهد باستان‌شناسی، در مناطق مختلفی مانند کشف‌رود خراسان، به هشتصد هزار تا یک میلیون سال پیش برمی‌گردد. بنابراین، زمان ۶۵ هزار سال، نه تنها نمایانگر آغاز تمدن نیست بلکه دقیق‌ترین زمان برای حضور اولیه انسان نیز نیست.

نکته کلیدی در اینجا تفکیک میان "حضور انسان" و "تمدن" است. در علم باستان‌شناسی، تمدن تعریف مشخصی دارد و معادل با شهرنشینی محسوب می‌شود. ویژگی‌هایی مانند وجود ساختارهای حکومتی، بناهای عمومی، سازمان‌دهی فضایی، راه‌های تجاری، انباشت کالا و تراکم جمعیتی، از اجزای ضروری برای تعریف یک محدوده باستانی به عنوان شهر هستند. بر اساس پژوهش‌ها، آغاز شهرنشینی نظام‌مند در مرزهای کنونی ایران به شهر "شوش" برمی‌گردد که قدمت آن به حدود ۵۱۰۰ سال پیش می‌رسد.

علاوه بر این، در مورد مکان‌های مهمی چون تپه سیلک، جیرفت و تل باکون باید بیان کرد که این محوطه‌ها هرچند مراکز سکونتگاهی و فرهنگی بوده‌اند، اما همه ویژگی‌های تعریف‌شده کلاسیک برای تمدن را در همان دوره تاریخی دارا نبوده‌اند. شاید نوعی غرض‌ورزی در این ادعاها وجود داشته باشد. در کنار این مباحث، نمی‌توان از نحوه پرداخت و نمایش این اظهارات در رسانه ملی غافل شد. به نظر می‌رسد که رسانه صداوسیما با برجسته‌سازی این دیدگاه‌ها، بدون ایجاد فضای مناسب برای طرح نظرات متقابل یا دعوت از کارشناسان تاریخ و باستان‌شناسی، به شکل‌گیری روایت یک‌سویه کمک کرده است.

سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا هدف تنها ایجاد یک بحث علمی بوده یا این انتخاب در قالب یک رویکرد رسانه‌ای خاص انجام شده است؟ یک رسانه با دامنه مخاطبان ملی باید در موضوعات حساس هویتی، توازن و بی‌طرفی را حفظ کند تا از ایجاد شائبه جانبداری جلوگیری کند. کاربران نیز نظرات قابل توجهی ارائه داده‌اند، برخی به شدت انتقاد می‌کنند. میا می‌نویسد: فرامرز پارسی، معمار و موسس شرکت .... صاحب طرح‌های مرمتی بوده و خود را در این زمینه متفکر می‌داند. رُما نیز این عقاید را متوجه دلایل دیگری دانسته و بر این باور است که این افراد فقط می‌خواهند با وطن‌پرستی مخالفت کنند.

در نهایت، بردیا هم به انتقادی جدی اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که همه انسان‌ها به لحاظ حقوق انسانی برابر هستند و هیچ ارتباطی به بررسی نژاد و تبار انسان‌ها ندارد.