پژوهشگران حافظه را با استفاده از روشهای نوین جوان میکنند
دانشمندان به کشفی دست یافتهاند که میتواند حافظه انسانها را دوباره جوان کند. آنها بر این باورند که با استفاده از تجهیزات مناسب، امکان بازگرداندن یادها و خاطرات از دست رفته وجود دارد.
زمانی که فردی چیزی را فراموش میکند، حافظه بهطور کامل از بین نرفته بلکه ممکن است نیاز به سختافزار مناسب داشته باشد تا بتواند خاطرات را دوباره زنده کند. مهمغزی میتواند به گونهای نگرانکننده بروز کند، به عنوان مثال فراموش کردن کلید خودرو یا تنظیمهای انجام شده برای قرار ملاقاتها. بخشی از این افت حافظه ممکن است طبیعی بوده و به عنوان نتیجه روند طبیعی سالم پیرشدن مغز به شمار آید. در عین حال، اختلالات تحلیلبرنده عصبی میتوانند به زوال عقل و کاهش حاد حافظه منجر شوند که در آن بیماران به تدریج تواناییهای ارتباط، حل مسئله و تفکر واضح را از دست میدهند.
اکنون محققان بر این عقیدهاند که افت حافظه و علائم مرتبط با بیماریهایی مانند آلزایمر ممکن است قابلیت بازگشتپذیری داشته باشند. پژوهشگران مؤسسه پلیتکنیک فدرال لوزان سوئیس موفق به بازبرنامهریزی نورونها با استفاده از ترکیب خاصی از ژندرمانی شدند و توانستند عملکرد حافظه را در موشها به حالت اولیه بازگردانند. نتایج این تحقیق در ماه جاری در نشریه علمی داوریشده Neuron منتشر شد.
این پژوهش به سه ژن Oct4، Sox2 و Klf4 که با نام OSK شناخته میشوند، تمرکز کرده بود. مطالعات قبلی نشان میدهند درمانهای هدفگیرنده OSK میتوانند برخی بیماریهای مرتبط با سن، از جمله گلوکوم را معکوس کنند. محققان، کلید ویروسی مهندسی کردند که قادر به فعالسازی پالسهای سریع و کنترلشده OSK است. این درمان به جای تمرکز بر کل مغز، بهطور خاص بر سلولهای انگرام که مسئول ذخیرهسازی حافظههای مشخص هستند، متمرکز شد.
پس از درمان، حافظه موشها به وضعیت جوانتری بازگردانده شد. پژوهشگران مشاهده کردند انگرامهای بازبرنامهریزی شده رفتار مولکولی مشابه با سلولهای جوانتر نشان میدهند. با استفاده از مجموعهای از آزمونها، از جمله آزمون ماز آبی، آنها به این نتیجه رسیدند که درمان OSK حافظه را در مناطق مختلف مغز احیا کرده است.
برای مثال، پس از درمان، عملکرد حافظه در شکنج دندانهدار هیپوکامپ، بخشی از مغز که با یادگیری و حافظه کوتاهمدت مرتبط است، به سطوح مشابه گروههای کنترل جوانتر بازگشت. افزون بر این، محققان دریافتند این درمان به بازگرداندن حافظههایی که هفتهها پیش به وجود آمده بودند نیز کمک کرده است، که این امر نشان میدهد درمان بر انگرامهای قشر پیشپیشانی میانی که به حافظه بلندمدت مربوط میشود، تأثیرگذار است.
آیا این بدان معناست که این درمان میتواند حافظههای فراموششده را در بیماران انسانی مجدداً فعال کند؟ نیک پاپاجورجیو، یکی از اعضای تیم، در این باره بیان کرد: «بله، به نوعی چنین است. خود حافظه حذف نمیشود، بلکه سختافزار یعنی نورونهایی که آن حافظه را در خود نگه میدارند، بازسازی میشوند. با جوان و انعطافپذیر ساختن دوباره نورونها، مغز میتواند مجدداً به آن حافظهها دسترسی پیدا کند و آنها را پردازش کند، گویی سالها جوانتر است.»
ویژگیای که این روش را برای کاربردهای بالینی امیدوارکننده میکند، دقت بالای آن است. این درمان بهطور خاص سلولهایی را هدف میگیرد که برای یادگیری حیاتی بوده و در اثر بیماریهای تحلیلبرنده عصبی دچار اختلال میشوند. این رویکرد از تلاش برای بازبرنامهریزی کل مغز جلوگیری میکند و به دلیل اینکه تنها ناحیهای بسیار محدود تحت تأثیر قرار میگیرد و فعالسازی ژنها بهسرعت انجام میشود، خطر تداخل با عملکردهای ضروری سلولی را کاهش میدهد.