بارش گوشت در کنتاکی آمریکا؛ تکه‌هایی که مانند برف سقوط کردند

اشتراک‌گذاری سریع

در سوم مارس ۱۸۷۶ میلادی، در شهرستان بث واقع در ایالت کنتاکی، ماده‌ای اسرارآمیز و مشابه به گوشت از آسمان بارید و آلن کراوچ و همسرش را شگفت‌زده کرد. این ماده به گونه‌ای توصیف شد که گویی همچون دانه‌های بزرگ برف سقوط می‌کرد. خبر این رویداد عجیب به سرعت در رسانه‌ها منتشر شد.

روزنامه‌ای گزارش داد که یک هفته بعد، فردی به نام هریسون گیل از مزرعه کراوچ بازدید کرد. به گفته این روزنامه، راستگویی او کاملاً قابل اعتماد بود. او توصیف کرد که ذرات گوشت به نرده‌ها چسبیده و در سراسر زمین پراکنده شده بودند. خبرنگار دیگری نیز برای تأیید این گزارش‌ها به محل مراجعه کرد و اندازه قطعات گوشت را تأیید نمود. او توضیح داد که دو نفر تا آنجا پیش رفتند که نمونه‌ها را چشیدند و بر این باور بودند که این گوشت یا متعلق به گوسفند بوده یا گوزن.

این پرسش مطرح است که دقیقاً ۱۵۰ سال پیش در آن مزرعه آرام در کنتاکی چه رخ داده بود. خوانندگان معاصر نیز احتمالاً پرسش‌های مشابهی داشتند. جدا از تصمیم جسورانه یا شاید نابخردانه دو نفر برای چشیدن آن ماده، این سوال باقی می‌ماند که چه چیزی از آسمان پایین می‌ریخت.

به نظر می‌رسد در آن زمان پاسخ قطعی و فوری در دسترس نبود. سه ماه پس از بارش گوشت، مردی به نام لئوپولد براندایس بخشی از آن ماده خمیرمانند که برای بررسی نگهداری شده بود را تحلیل کرد. او اعلام کرد که پدیده کنتاکی اساساً گوشت نبوده بلکه نوعی سیانوباکتری است که کلونی‌هایی ژله‌مانند تشکیل می‌دهد. این نوستوک، که با نام‌های ژله ستاره‌ای یا ژله ترول نیز شناخته می‌شود، ممکن است ظاهری مشابه به گوشت گاو داشته باشد، اما در واقع ارگانیسمی هم‌رنگ گوشت بود که در حالت خشک چندان قابل توجه نیست، اما وقتی خیس می‌شود متورم و برجسته می‌گردد.

سایر دانشمندان نیز به بررسی این ماده پرداخته و به این نتیجه رسیدند که احتمالاً بافت ریه اسب یا حتی گوشت یک نوزاد انسان بوده است؛ نتیجه‌ای که در صورت صحت آن، احتمالاً باعث نگرانی شدید دو نفری می‌شد که نمونه‌ها را چشیده بودند. برخی دیگر از تحلیل‌کنندگان نیز پیشنهاد کردند که این ماده ممکن است بافت ریه، غضروف یا بافت عضلانی باشد.

اگرچه معمای مربوط به این بارش گوشتی پاسخ‌هایی نسبتاً عادی داشت، اما این پاسخ‌ها همچنان پرسش‌هایی را بی‌پاسخ می‌گذاشتند. نوستوک طی قرن‌ها در نقاط مختلف جهان مشاهده شده و بارها موجب سردرگمی گشته است. اما ظهور آن وابسته به شرایط مرطوب است تا به حالت متورم گوشتی درآید.

در نهایت، دکتر ال. دی. کستن‌باین در اواخر همان سال، توضیحی جامع‌تر و معقول‌تر ارائه داد که تقریباً همه جنبه‌ها را پوشش می‌داد. او در نشریه‌ای نوشت که تنها نظریه معقول برای توضیح این بارش غیرعادی آن است که یک کشاورز سالخورده اهل اوهایو پیشنهاد کرده بود: «بالا آوردن محتویات معده توسط چند لاشخور که بر فراز آن نقطه در حال پرواز بودند و ذرات از ارتفاع بسیار زیاد توسط باد غالب آن زمان بر سطح زمین پراکنده شده‌اند.»

به باور او، این توضیح تنوع بافت‌های کشف‌شده را توجیه می‌کرد و پدیده‌ای شناخته‌شده به شمار می‌رفت.