ارزش یارانه و کالابرگ به فقط ۷ دلار رسیده است!

اشتراک‌گذاری سریع

بر اساس بررسی‌ها، امروز اگر دولت بخواهد به اندازه سال 1389 به مردم یارانه بدهد، باید به هر نفر حدود 7 میلیون و 100 هزار تومان کمک نقدی و غیرنقدی پرداخت کند. ارزش یارانه و کالابرگ هر نفر باید بیش از 7 میلیون تومان باشد.

«فاطمه» زنی سرپرست خانوار و مستمری‌بگیر است که مدت‌هاست با کمبود مالی و نگرانی درباره آینده مواجه است. او می‌گوید: «حقوق من امسال 23 میلیون تومان شده؛ پسرم دانشجو و بیکار است؛ گهگاهی با موتور مسافرکشی می‌کند. من بیمارم و هزینه داروهایم ماهی حدود 8 میلیون تومان است، با باقی‌مانده حقوق هم نمی‌توانم نیازهای زندگی را تأمین کنم…».

او ادامه می‌دهد: «سال به سال و ماه به ماه اوضاع بدتر شده؛ در بهار امسال، این مشکلات به اوج خود رسیده، چون با حقوق ماهانه‌ام حتی چند کیلو گوشت و مرغ هم نمی‌توانم بخرم. من برای کرایه خانه مشکلی ندارم، ولی همچنان نگران سیر کردن خانواده‌ام هستم. قدرت خرید ما نزدیک به صفر است. پسرم هر جا که فکرش را بکنید، دنبال کار گشته، اما بدون نتیجه است؛ هیچ فرصتی برای استخدام وجود ندارد. ما نگران آینده هستیم…».

حذف ضروریات زندگی

تورم در ماه‌های اخیر به سطح‌های بی‌سابقه‌ای رسیده است. هرچند مرکز آمار ایران هنوز نرخ تورم اردیبهشت را اعلام نکرده، اما داده‌های رسمی فروردین نشان‌دهنده واقعیات تلخی است؛ در آن ماه، نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به 53.7 درصد رسیده که نسبت به ماه قبل، 3.1 واحد درصد افزایش یافته است. همچنین، تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور 73.5 درصد بوده است. این داده‌ها نشان‌دهنده وجود یک ابرتورم است.

داده‌های میدانی نیز نشان می‌دهند که پس از فروردین، سرعت و شتاب تورم بیشتر شده و قیمت‌ها برای کالاهای اساسی از جمله لبنیات و برنج و گوشت به شدت افزایش یافته است. در این شرایط، زندگی افرادی مانند «فاطمه» دچار سقوطی بی‌امان و بی‌سابقه شده است. مردم به علت کمبود امکانات، ناچار به حذف ضروریات زندگی شده‌اند. به گفته «علی احسان ظفری»، مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های لبنی، مصرف سرانه لبنیات در ایران یک‌چهارم میانگین جهانی است و به زودی قیمت لبنیات برای بخشی از مردم بی‌عایدی خواهد شد.

در این میان، «فاطمه» که مستمری او به زحمت برای هزینه داروها و خریدهای ساده او کافی نیست، حمایت‌های دولت از اقشار ضعیف را نزدیک به هیچ می‌داند. او می‌گوید: «یارانه 300 هزار تومانی، پول یک بسته چیپس و پفک است و کالابرگ یک میلیون تومانی، به زحمت پول دو کیلو برنج است؛ من ماه قبل با کالابرگ خودم و پسرم فقط چند کیلو برنج خریدم، همین…».

سقوط یارانه

دولت دهم در آذرماه سال 1389 اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها را آغاز کرد و اولین مرحله یارانه به ازای هر نفر 45 هزار تومان به حساب سرپرستان خانوار واریز شد. برای سنجش قدرت واقعی یارانه، باید به قیمت دلار به‌عنوان مبنای ارزش‌گذاری اقتصادی مراجعه کرد. در سال 1389، قیمت هر دلار آمریکا 1060 تومان بود و بنابراین یارانه 45 هزار تومانی معادل 42 دلار ارزش داشت.

با گذشت 16 سال از آغاز هدفمندی یارانه‌ها، علیرغم افزایش قیمت‌ها و تضعیف ارزش ریال، ارزش یارانه نقدی به 300 هزار تومان رسیده است. مجموع یارانه و کالابرگ تنها 1 میلیون و 300 هزار تومان است، اما ارزش واقعی آن تنها 7.6 دلار است. در حقیقت، کمک‌های یارانه‌ای دولت در این مدت از 42 دلار به 7.6 دلار سقوط کرده است.

امروز اگر دولت بخواهد به اندازه سال 1389 از مردم حمایت یارانه‌ای کند، باید به هر نفر حدود 7 میلیون و 100 هزار تومان کمک نقدی و غیرنقدی بکند. اما آیا دولت توانایی تزریق این میزان پول را دارد و آیا این کار بدون پشتوانه، برای اقتصاد مفید است؟ «فرامرز توفیقی» فعال کارگری معتقد است که «تا زمانی که نگرش اقتصادی حاکم تغییر نکند، مشکل حل نمی‌شود». او می‌افزاید: ارزش یارانه به زیر 10 دلار رسیده است، اما تزریق نقدینگی بدون پشتوانه، هرگز راه حل نبوده و نخواهد بود.

واقعیت تلخ

توفیقی برخی مثال‌ها از تورم واقعی در چند ماه اخیر می‌زند: «در بهمن 1404، میانگین قیمت آپارتمان در منطقه 5 تهران 220 میلیون تومان بود؛ این نرخ در فروردین امسال به 320 میلیون تومان و امروز به 430 میلیون تومان رسیده است». او ادامه می‌دهد: «مردم در بلاتکلیفی رها شده‌اند؛ در سال 1405 فقط 3 بار جهش قیمت لبنیات و 4 بار جهش قیمت مرغ داشته‌ایم. در این شرایط، یارانه و کالابرگ تأثیری در حل مشکلات معیشتی مردم ندارد و شعار افزایش آن، فقط یک شعار پوپولیستی است». بدون تردید، تغییر نگرش حکمرانی ضرورت دارد، وگرنه فروپاشی معیشتی در سطح وسیع اتفاق خواهد افتاد.

واقعیت این است که یارانه قرار نیست 7 میلیون تومان شود و چنین امکانی وجود ندارد. دستمزد واقعی مزد و حقوق‌بگیران حدود 100 دلار یا کمی بیشتر است که برای تأمین نیازها کافی نیست. زندگی بسیاری از افراد به سرنوشت زندگی این خانم مستمری‌بگیر دچار شده است؛ در دوران پیری وقتی پول داروهایت را می‌پردازی، پولی برای خرید مایحتاج دیگر باقی نمی‌ماند. این واقعیت‌های تلخ در مناسبات کلان نادیده گرفته شده و به حساب نمی‌آید. «مردم» به حاشیه رانده شده‌اند.