سه برنامه امسال صداوسیما بیش از حد شبیه «ماه عسل» بودند و شکست خوردند
سه برنامه تلویزیونی «محفل»، «پریزاد» و «میشود» که بهمنظور ترویج امید و معنویت ساخته شدهاند، بهجای ارائه محتوای جدید، به نسخۀ تکراری از «ماه عسل» شباهت دارند و نتوانستهاند مخاطبان گستردهای را جذب کنند.

«محفل»؛ معنویت شعاری برای مخاطب همیشگی
برنامه «محفل» با حالوهوای مذهبی، به نوعی جانشین ماه رمضانی حسینیه معلی به شمار میرود. این برنامه تلاش دارد تا با دعوت از چهرهها و افراد مختلف از کاسبان و ترککنندگان اعتیاد تا بازیگران، روایتهایی از بازگشت، ایمان و نزدیکی به خدا ارائه دهد. بهعنوان نمونه، حضور آزیتا ترکاشوند در یکی از قسمتها، با تأکید او بر معنویت و انتقاد از زندگی سلبریتیها همراه بود. در این روایت، شهرت و ثروت چندان ارزشمند به نظر نمیرسید و نوعی فاصلهگذاری با سبک زندگی سلبریتیها مشاهده میشد.
اما ایراد اصلی «محفل» در لحن و رویکرد آن است. برنامه غالباً به شیوهای مستقیم و ایدئولوژیک پیام میدهد و هر مهمان، بدون توجه به حوزه فعالیتش، به مسیری هدایت میشود که بر نزدیکی به خدا و معنویت تمرکز دارد. این رویکرد شعاری موجب میشود که تنها مخاطبان همدل با چنین محتواهایی، به برنامه علاقهمند شوند. اما قشر زیادی از بینندگان که ارتباط خوبی با پیامهای مستقیم تلویزیون برقرار نمیکنند، احتمالاً جذب «محفل» نخواهند شد.

«پریزاد»؛ روایت پزشکی با قالبی تکراری
برنامه «پریزاد» نیز بهگونهای دیگر مسیر آشنای «ماه عسل» را طی میکند، با این تفاوت که بر سوژههای حوزه سلامت تمرکز دارد؛ از روایت خانوادهای با فرزند مبتلا به بیماری خاص گرفته تا حضور یک جراح قلب. در حالی که تأکید برنامه بر امید در دل رنج قابل دفاع است، اما در فرم و اجرا، نوآوری خاصی مشاهده نمیشود. اجرای محمدرضا شهیدیفرد نقطه قوت نسبی برنامه به شمار میرود. او دارای بیان شیوا و توانایی ایجاد ارتباط صمیمانه با مهمانان است، اما گاهی با پرسشهای پیاپی و قطع صحبت مهمان، ریتم گفتوگو را به هم میزند.
در مجموع، «پریزاد» بیش از آنکه تجربهای تازه باشد، بازتولید فرمولی است که قبلاً امتحان شده است؛ فرمولی که اینبار جذابیت و کشش گذشته را ندارد.

«میشود»؛ روایتی که حتی فرصت ادامه نیافت
برنامه «میشود» با تمرکز بر افرادی که دورهای را در زندان گذرانده و سپس کسبوکاری راهاندازی کردهاند، روال رنج و بازگشت را دنبال میکند. اجرای این برنامه بر عهده الهام اخوان است که تلاش دارد با مهمانان همدلی نشان دهد و فضای احساسی ایجاد کند. اما نکته قابل توجه درباره «میشود» اینکه این برنامه پس از پخش فقط یک قسمت، بدون ارائه توضیح مشخصی متوقف شد. این توقف ناگهانی خود میتواند نشانهای از عدم توفیق در جذب مخاطب یا بروز مشکلاتی در روند تولید باشد. بدینصورت، برنامه حتی فرصت تثبیت یا اصلاح مسیر خود را پیدا نکرد.
در پایان، همه سه برنامه، اگرچه با نیت ترویج امید و معنویت ساخته شدهاند، اما در حقیقت، بسیا به نسخۀ تکراری از «ماه عسل» شباهت دارند؛ نسخههایی که پیام مشترکشان این است: شکست بخورید، بازگردید و با تکیه بر معنویت دوباره شروع کنید. مشکل اینجاست که این پیام، وقتی در قالبی شعاری و بدون خلاقیت جدید ارائه شود، دیگر تأثیرگذاری گذشته را نخواهد داشت و فقط توانسته مخاطبان همیشگی را با خود همراه کند؛ نه کسانی که سالهاست از تلویزیون فاصله گرفتهاند.